خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار

خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار
خلاصه داستان قسمت آخر سریال احضار
زهره و پدرش در حال صحبت کردن درباره رها می‌باشند و دنبال راهی هستند تا بتوانند او را راضی کنند تا با مائده صحبت کند.
افشین و فرهاد باهم درباره رها صحبت می کنند و افشین از این که او به رها ۵۰۰ میلیون پول داده است و هیچ ضمانتی نگرفته او را سرزنش می‌کند.
رها و پرستو در خانه رها نشسته اند و درباره فرهاد با یکدیگر صحبت می‌کنند و رها می‌گوید قصد دارد که فرهاد را طور دیگری اذیت کند و از وضع مالی مائده می‌گوید.
رها تصمیمش را گرفته تا زندگی فرهاد را خراب کند.
مینو خانم با پدر زهره تماس می‌گیرد و می‌گوید از این که تنها به خانه اش برود، می‌ترسد و از او درخواست می‌کند تا با هم به خانه اش بروند که او در ابتدا طفره می‌رود و در نهایت قبول می‌کند که برای روز های آینده همراهی اش کند.
رابطه مینو و برادر زاده اش باهم خوب شده است.
رها با فرهاد تماس می‌گیرد و با آوردن اسم مائده او را تهدید می‌کند که باعث بهم ریختن فرهاد می‌شود که یک پیامک التماس برای او ارسال می‌کند.
رها با زهره تماس می‌گیرد و می‌گوید حاضر است که با مائده صحبت کند و برای دو ساعت دیگر باهم قرار می‌گذارند و زهره بلافاصله موضوع را به پدرش اطلاع می‌دهد.
حامد به دفتر دوستش سیاوش می‌رود که با نبودنش شک می‌کند و با پرس و جو از همسایه ها می‌فهمد که کلاهبرداری کرده و فراری می‌باشد.
رها به همراه زهره و پدرش به درب خانه مائده رفته اند تا واقعیت را برملا کنند و برای همین نقشه می‌کشند تا فرهاد را به خانه شان بکشانند و آن ها را با هم رو در رو کنند.
مادر مائده با فرهاد تماس می‌گیرد و او را با زدن حرف هایی وادار به رفتن به خانه شان می‌کند.
زهره و رها در ماشین مشغول گپ زدن درباره تموم شدن رابطه رها و فرهاد می‌باشند.
فرهاد به خانه آن ها می‌رود و از چهره اش مشخص است که حسابی ترسیده و با شک داخل خانه می‌رود.

خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال احضار
مینو خواب می بینید که روح کامرانی با چاقو به او حمله کرده است و می گوید‌ باید باهم بمیرند که باعث ترس او می‌شود و با جیغ از خواب می‌پرد و به آشپزخانه می‌رود تا آب بخورد که روح کامرانی را می‌بیند و می‌گوید دست از سر او برنمی‌دارد و در خواب و بیداری همراهش می‌ماند.
کامرانی می‌گوید که شیطان است و روح کامرانی نیست و مجبور است با او بماند تا باهم از زندگی‌شان لذت ببرند‌.
اما مینو ترسیده از خانه خارج می‌شود و به سراغ همسایه اش می‌رود تا از او کمک بگیرد که در را باز نمی‌کند و او به خودش دلداری می‌دهد و به خانه اش برمی‌گردد و دنبال روح کامرانی می‌گردد اما کامرانی از پشت سر به او نزدیک می‌شود و می‌گوید که اجازه نمی‌دهد روح و روانش آسوده باشد و مینو با برداشتن گوشی اش باز هم ترسیده از خانه خارج می‌شود.
با مائده تماس می‌گیر اما او جواب نمی‌دهد و بعد از آن ترسیده در پله ها خوابش می‌برد.
با روشن شدن هوا همسایه اش از بیرون می‌آید و او با گرفتن کمک از او بلافاصله به خانه مائده می‌آید و می‌گوید از دایی مائده کمک می‌خواهد.
مادر مائده ابتدا رو ترش می‌کند اما با گریه های مینو دلش به رحم می آید.
رها به پیام زهره در اینستاگرام جواب می‌دهد و باهم صحبت می‌کنند و برای دیدن هم قرار می‌گذارند که پدرش می‌گوید باهم به خانه عمه اش بروند و از حال مینو خانم می‌گوید که او از قرارش با رها می‌گوید و پدرش تنهایی به خانه خواهرش می‌رود.
پدر زهره با مینو خانم صحبت می‌کند و او تمامی ماجرا را برایش تعریف می‌کند و می‌گوید او شیطان است در ظاهر کامرانی و پدر زهره به او می‌گوید که خانه او محل فساد و شیطان شده است و قدرت عمل دارد.
مینو اظهار پشیمونی می‌کند و علی اکبر دایی زهره به او می‌گوید که اگر توبه کند پای‌ شیطان از زندگی اش بریده می‌شود و مینو درخواست می‌کند که کمکش کند.

مطلب پیشنهادی

سریال ارباب حلقه ها

تغییر لوکیشن ساخت فصل دوم سریال ارباب حلقه ها

فصل دوم سریال ارباب حلقه ها از سرویس آمازون تولید خود را از نیوزیلند به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + هشت =